ریسک تجاری قرار گرفتن یک شرکت یا سازمان در معرض عواملی است که باعث کاهش سود یا شکست آن می شود. هر چیزی که توانایی یک شرکت را برای دستیابی به اهداف مالی خود تهدید کند، یک ریسک تجاری است. عوامل زیادی وجود دارد که می تواند برای ایجاد ریسک تجاری دست به کار شود. گاهی اوقات این رهبری یا مدیریت ارشد یک شرکت است که موقعیت هایی را ایجاد می کند که یک کسب و کار در معرض خطر بیشتری قرار بگیرد.
با این حال، گاهی اوقات علت ریسک تجاری، خارج از یک شرکت است؛ به همین دلیل غیرممکن است که یک شرکت بتواند به طور کامل خود را از خطر دور نگه دارد. با این حال، راه ‌هایی برای کاهش خطرات کلی مرتبط با فعالیت یک کسب ‌و کار وجود دارد. اکثر شرکت ها این کار را از طریق اتخاذ یک راهبرد مدیریت ریسک انجام می دهند.
منابع ریسک تجاری متفاوت است؛ اما می تواند تغییرات در سلیقه و تقاضای مصرف کننده، وضعیت کلی اقتصاد، قوانین و مقررات دولتی متغیر باشد.
در حالی که ممکن است شرکت ها نتوانند به طور کامل از ریسک تجاری اجتناب کنند، می توانند اقداماتی را برای کاهش تأثیر آن از جمله توسعه یک برنامه ریسک استراتژیک انجام دهند.
هنگامی که یک شرکت درجه بالایی از ریسک تجاری را تجربه می کند، ممکن است توانایی آن شرکت برای ارائه بازدهی کافی به سرمایه گذاران و سهامداران مختل شود. به عنوان مثال، مدیر عامل یک شرکت ممکن است تصمیمات خاصی بگیرد که بر سود آن تأثیر می گذارد، یا مدیر عامل ممکن است رویداد های خاصی را در آینده به طور دقیق پیش بینی نکند که باعث ضرر یا شکست کسب و کار شود.
ریسک تجاری تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار می گیرد که عبارت هستند از:
شرکتی با میزان ریسک تجاری بالا تر ممکن است تصمیم بگیرد که مدل سرمایه گذاری با نسبت بدهی پایین تر اتخاذ کند تا اطمینان حاصل شود که می تواند همیشه به تعهدات مالی خود عمل کند. با نسبت بدهی پایین، زمانی که درآمد کاهش می یابد، شرکت ممکن است نتواند بدهی خود را تأمین کند و این ممکن است منجر به ورشکستگی شود. از سوی دیگر، زمانی که درآمد ها افزایش می یابد، شرکتی با نسبت بدهی پایین سود بیشتری را تجربه می کند و می تواند به تعهدات خود ادامه دهد.
برای محاسبه ریسک تجاری، تحلیلگران از چهار نسبت ساده استفاده می کنند: حاشیه سهم، اثر اهرم عملیات، اثر اهرم مالی و اثر کل اهرم. برای محاسبات پیچیده تر، تحلیلگران می توانند از روش های آماری استفاده کنند. ریسک تجاری معمولاً به یکی از چهار روش رخ می دهد: ریسک استراتژیک، ریسک عرضه، ریسک عملیاتی و ریسک اعتباری.
ریسک استراتژیک زمانی به وجود می آید که یک کسب و کار بر اساس مدل یا طرح تجاری خود عمل نکند. زمانی که یک شرکت بر اساس مدل کسب و کار خود عمل نمی کند، استراتژی آن در طول زمان اثر کمتری خواهد داشت و ممکن است برای رسیدن به اهداف تعریف شده خود دچار مشکل شود. به عنوان مثال، اگر والمارت از نظر استراتژیک خود را به عنوان یک ارائه دهنده کم هزینه قرار دهد و تارگت تصمیم بگیرد که قیمت های والمارت را کاهش دهد، این به یک ریسک استراتژیک برای والمارت تبدیل می شود.
شکل دوم ریسک تجاری به عنوان ریسک عرضه شناخته می شود. ریسک عرضه در درجه اول در صنایع و بخش هایی که به شدت تحت نظارت دولت و ارگان ها هستند، بروز می کند. برای مثال، در صنعت نوشیدنی، یک سیستم توزیع سه لایه وجود دارد که عمده ‌فروشان در ایالات متحده را ملزم می‌کند تا نوشیدنی ها را به خرده‌ فروشی بفروشند، سپس آن ها نوشیدنی را به مصرف ‌کنندگان بفروشند. این سیستم کارخانه های نوشیدنی را از فروش مستقیم محصولات خود به فروشگاه های خرده فروشی در برخی ایالت ها منع می کند.
با این حال، بسیاری از ایالت های ایالات متحده وجود دارند که این نوع سیستم توزیع را ندارند. ریسک عرضه زمانی به وجود می آید که یک برند نتواند الزامات فردی دولتی را که در آن فعالیت می کند درک کند. در این شرایط، یک نام تجاری در معرض خطر عدم انطباق با قوانین توزیع خاص دولت است.
سومین نوع ریسک تجاری، ریسک عملیاتی است . این ریسک از درون شرکت ناشی می شود، به ویژه زمانی که عملیات روزانه یک شرکت انجام نشود. به عنوان مثال، در سال ۲۰۱۲، بانک چندملیتی HSBC با درجه بالایی از ریسک عملیاتی مواجه شد و در نتیجه، زمانی که تیم عملیات داخلی ضد پولشویی آن نتوانست به اندازه کافی پولشویی در مکزیک را متوقف کند، جریمه سنگینی از سوی وزارت دادگستری آمریکا متحمل شد.
هر زمان که اعتبار یک شرکت از بین می رود، چه به دلیل یک رویداد که نتیجه یک ریسک تجاری قبلی بوده است یا در اثر یک اتفاق متفاوت، خطر از دست دادن مشتریان و رنج وفاداری به برند شرکت تهدید می شود. اعتبار HSBC پس از جریمه ای که به دلیل شیوه های ضعیف مبارزه با پولشویی وضع شد، تضعیف شد.
از ریسک تجاری نمی توان به طور کامل اجتناب کرد؛ زیرا غیرقابل پیش بینی است. با این حال، استراتژی‌های بسیاری وجود دارد که کسب‌ و کار ها برای کاهش تأثیر انواع ریسک‌ های تجاری، از جمله ریسک استراتژیک، عرضه، عملیاتی و اعتباری به کار می‌ گیرند.
اولین گامی که برند ها معمولاً بر می دارند شناسایی همه منابع ریسک در طرح تجاری خود است. این ها فقط خطرات خارجی نیستند، بلکه ممکن است از درون خود کسب و کار نیز نشأت بگیرند. اقدام برای کاهش خطرات به محض اینکه خود را نشان دهند، یک اقدام کلیدی است. مدیریت باید برای مقابله با خطرات قابل شناسایی قبل از اینکه خیلی بزرگ شوند، برنامه ای ارائه دهد.
هنگامی که مدیریت یک شرکت برنامه ای برای مقابله با ریسک تجاری ارائه کرد، مهم است که در صورت بروز مجدد همان وضعیت، گامی اضافی برای ثبت همه چیز بردارند. به هر حال، ریسک تجاری ثابت نیست، بلکه در طول چرخه تجاری دوباره تکرار می شود.
در نهایت، اکثر شرکت ها یک استراتژی مدیریت ریسک را اتخاذ می کنند. این کار را می توان قبل از شروع فعالیت یا پس از تجربه یک شکست انجام داد. در حالت ایده آل، یک استراتژی مدیریت ریسک تجاری به شرکت کمک می کند تا آمادگی بیشتری برای مقابله با ریسک ها داشته باشد. در صورت بروز خطر، طرح باید ایده‌ ها و رویه‌ های آزمایش شده را داشته باشد.


info@bizzone.ir آدرس ایمیل
02191004425
تیم تخصصی بیزون متشکل از افرادی است که دقیقا متناسب با اهداف شما دیجیتال مارکتینگ کسب و کارتان را به عهده می گیرد. مهم نیست کجای مسیر قرار دارید، همیشه راهی برای پیشرفت هست.
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به گروه دیجیتال مارکتینگ بیزون می باشد.

source

توسط viraje