دیدگاه‌ها برای تغییر موازنه قدرت جهانی؛ بریکس هژمونی غرب را به چالش می‌کشد بسته هستند

تغییر موازنه قدرت جهانی؛ بریکس هژمونی غرب را به چالش می‌کشد

خبرگزاری مهر، گروه بین‌الملل: سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، در گفت‌وگویی اختصاصی با شبکه تی‌وی بریکس با ترسیم تصویری از تحولات ژئوپلیتیکی جهان، به بررسی نقش فزاینده بریکس در شکل‌دهی به نظم چندقطبی، چشم‌انداز «شراکت بزرگ اوراسیایی» و اولویت‌های ریاست هند بر بریکس در سال ۲۰۲۶ پرداخت؛ گفت‌وگویی که بازتاب‌دهنده نگاه مسکو به آینده

کد خبر : 126806
تاریخ انتشار : دوشنبه 9 فوریه 2026 - 16:49
تغییر موازنه قدرت جهانی؛ بریکس هژمونی غرب را به چالش می‌کشد

خبرگزاری مهر، گروه بین‌الملل: سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، در گفت‌وگویی اختصاصی با شبکه تی‌وی بریکس با ترسیم تصویری از تحولات ژئوپلیتیکی جهان، به بررسی نقش فزاینده بریکس در شکل‌دهی به نظم چندقطبی، چشم‌انداز «شراکت بزرگ اوراسیایی» و اولویت‌های ریاست هند بر بریکس در سال ۲۰۲۶ پرداخت؛ گفت‌وگویی که بازتاب‌دهنده نگاه مسکو به آینده موازنه قدرت جهانی است.

در ادامه متن کامل این گفتگو می‌آید:

آقای لاوروف، دهم فوریه هر سال در روسیه به‌عنوان «روز کارکنان دیپلماسی» گرامی داشته می‌شود؛ روز حرفه‌ای کارکنان وزارت امور خارجه فدراسیون روسیه و نمایندگی‌های خارجی این کشور. شما احتمالاً این روز را همواره در محل کار می‌گذرانید. ارزیابی شما از این مناسبت چیست؟ این روز تا چه اندازه برای شما و همکارانتان اهمیت دارد؟ و به‌طور کلی، مهم‌ترین دستاوردهای وزارتخانه را چه می‌دانید؟

اگر بخواهیم درباره نتایج سخن بگوییم، شاید قضاوت در این باره بر عهده ما نباشد. ما رئیس‌جمهور را داریم که مطابق قانون اساسی، وزارت امور خارجه زیر نظر او فعالیت می‌کند و سیاست خارجی روسیه را تعیین می‌کند، از جمله تصویب «مفهوم سیاست خارجی». آخرین نسخه این سند در مارس ۲۰۲۳ به تصویب رسید و بازتاب‌دهنده تغییرات عمیق، بلندمدت و ساختاری است که در سطح جهانی در حال وقوع است و محور اصلی فعالیت‌های عملی ما را شکل می‌دهد.

طبیعتاً در کنار این موضوع، اهمیت دارد که با هر کشور شریک، بر پایه توافق‌هایی که در سطح رؤسای جمهور و نخست‌وزیران حاصل می‌شود، برنامه‌های مشخصی در حوزه همکاری‌های تجاری و اقتصادی، سرمایه‌گذاری و همکاری‌های علمی تدوین کنیم و همچنین اقدام‌های هماهنگ در مجامع بین‌المللی، در سازمان ملل متحد و دیگر نهادها را پیش ببریم. به‌طور طبیعی، توجه ویژه‌ای به کشورهای مستقل مشترک‌المنافع، اتحادیه اقتصادی اوراسیا، سازمان پیمان امنیت جمعی و به‌طور کلی فضای پساشوروی معطوف است. این کار روزمره بر پایه برنامه‌ریزی بلندمدت انجام می‌شود و منافع ملموس و متقابلی هم برای ما و هم برای شرکایمان به همراه دارد.

در عین حال، تحولی که در عرصه جهانی در جریان است و مدتی پیش با چرخش عینی به سوی جهان چندقطبی آغاز شد، اهمیتی بنیادین دارد. دیگر نه با دوقطبیِ دوران اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده، پیمان ورشو و ناتو روبه‌رو هستیم و نه با لحظه تک‌قطبی پس از فروپاشی اتحاد شوروی. این چندقطبی‌بودن است که امروز مسیر تحول جهانی را تعیین می‌کند.

ایالات متحده برای سال‌های متمادی به‌عنوان موتور محرک اقتصاد جهانی و تنظیم‌کننده نظام مالی بین‌المللی عمل می‌کرد و با اتکا به نقش دلار، موقعیت مسلط خود را تثبیت می‌کرد. امروز اما به‌طور عینی در حال از دست دادن نفوذ اقتصادی و وزن خود در اقتصاد جهانی است.

در همین حال، کشورهایی مانند جمهوری خلق چین، هند و برزیل در حال صعود هستند. در قاره آفریقا نیز تحولات بسیار قابل توجهی جریان دارد؛ جایی که کشورهای آفریقایی به‌طور فزاینده‌ای در پی آن هستند که منابع طبیعی خود را در داخل حفظ کنند و صنایع‌شان را توسعه دهند؛ مسیری که در گذشته از سوی اتحاد شوروی نیز مورد حمایت قرار می‌گرفت.

به بیان دیگر، مراکز متعددی از رشد سریع اقتصادی پدید آمده‌اند؛ مراکز قدرت، مراکز نفوذ مالی و سیاسی. جهان در حال بازآرایی است و این روند در بستر رقابت و کشمکش انجام می‌شود.

غرب تمایلی به واگذاری موقعیت‌های مسلط پیشین خود ندارد. با روی کار آمدن دولت ترامپ، این تلاش برای سرکوب رقبا به‌ویژه آشکار و عیان شد. دولت واشنگتن در دوران دونالد ترامپ اهداف خود را پنهان نمی‌کرد: تسلط در حوزه انرژی و محدودسازی رقبا. روش‌های ناعادلانه‌ای علیه ما به کار گرفته شد؛ از تحریم شرکت‌های نفتی روسیه مانند لوک‌اویل و روس‌نفت گرفته تا تلاش برای کنترل همکاری‌های تجاری و سرمایه‌گذاری و روابط نظامی ـ فنی ما با شرکای راهبردی بزرگ، از جمله هند و دیگر اعضای بریکس.

در واقع، تلاشی در جریان است برای حفظ نظم قدیمی جهان؛ نظمی که بر نقش دلار آمریکا و قواعدی استوار بود که غرب طراحی کرده و در نهادهایی چون صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی نهادینه کرده است.

با این حال، زمانی که مراکز جدید رشد تحت همین قواعد به نتایج اقتصادی بسیار قوی‌تری دست یافتند و نرخ‌های رشد بالاتری را ثبت کردند، آن‌گونه که امروز در کشورهای بریکس شاهد آن هستیم غرب کوشید مانع این جابه‌جایی شود. اما این روند متوقف‌کردنی نیست؛ چراکه نرخ رشد و تولید ناخالص داخلی کشورهای بریکس بر اساس برابری قدرت خرید، هم‌اکنون از مجموع کشورهای گروه هفت فراتر رفته است.

شاید کمی از موضوع اصلی دور شدم، اما هم این دگرگونی‌های عینی اقتصادی و هم تلاش‌های ذهنی مراکز قدرت رو به افول برای مانع‌تراشی، هسته اصلی کار ما را شکل می‌دهد؛ نه‌تنها در سطح تحلیل و پیش‌بینی‌های کلان جهانی، بلکه در روابط دوجانبه با تک‌تک کشورها. تمامی تقابل‌های ژئوپلیتیکی و تلاش‌ها برای سد کردن مسیر تاریخ، ناگزیر بر روابط دوجانبه نیز اثر می‌گذارد.

نیازی به برشمردن همه موارد نیست: تحریم‌ها، آنچه غرب «ناوگان سایه» می‌نامد، تلاش برای توقیف کشتی‌ها در آب‌های آزاد با استفاده از زور و در نقض آشکار کنوانسیون حقوق دریاهای سازمان ملل متحد، و همچنین تعرفه‌هایی که به دلیل خرید نفت یا گاز اعمال می‌شود. این‌ها به رویه‌ای رایج تبدیل شده‌اند.

ماهیت کار ما را می‌توان با ابیاتی از یک ترانه معروف خلاصه کرد. این ترانه در اصل سرود وزارت موقعیت‌های اضطراری روسیه است، اما به همان اندازه درباره ما ــ و در واقع درباره هر نهاد دولتی ــ صدق می‌کند:

«دل‌مشغولی ما ساده است،

دل‌مشغولی ما این است که

میهن‌مان عمری دراز داشته باشد

و دل‌مشغولی دیگری نداریم…»

امروز اما این هدف تضمین تداوم موجودیت کشور هدفی به‌غایت بلندپروازانه است. این هدف شامل تضمین امنیت روسیه نیز می‌شود، به‌ویژه در شرایطی که برخی افراد در اروپا، با ژست سیاستمدارانه، آشکارا کشور ما را به جنگ تهدید می‌کنند.

امنیت همچنین مستلزم آن است که اجازه ندهیم در مرزهای ما، دولتی نازی که غرب آن را از دل اوکراین ساخته و بار دیگر برای جنگ علیه روسیه به کار گرفته، به حیات خود ادامه دهد. پایه‌های نازیسم باید ریشه‌کن شود. ما بی‌تردید منافع امنیتی خود را با جلوگیری از استقرار هرگونه سلاح تهدیدکننده در قلمرو اوکراین و با تضمین کامل و قابل اتکای حقوق مردمی که روس و روس‌زبان هستند، مردمی که قرن‌ها در کریمه، دونباس و نووروسیا زندگی کرده‌اند و همچنان زندگی می‌کنند تأمین خواهیم کرد؛ مردمی که رژیم کی‌یفِ برآمده از کودتای دولتی، آنان را «غیرانسان» و «تروریست» نامید و جنگی داخلی را علیه‌شان به راه انداخت.

این یک وظیفه بنیادین برای تضمین بقای کشور ماست؛ در کنار مسائل اقتصادی و اجتماعی که به‌طور مستمر از سوی رئیس‌جمهور رصد می‌شود و دولت به آن‌ها رسیدگی می‌کند.

یکی از اهداف کلیدی وزارت امور خارجه، ایجاد مساعدترین شرایط خارجی ممکن برای توسعه داخلی روسیه در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و صنعتی و برای ارتقای رفاه شهروندان ماست.

بدیهی است که در شرایط جنگ جهانی‌ای که علیه ما به راه افتاده و تلاش‌های شتاب‌زده غرب برای مجازات همه شرکای ما با این مطالبه که روابط تجاری و همکاری‌های نظامی ـ فنی خود با روسیه را قطع کنند تحقق این هدف دشوارتر از ۱۰ یا ۱۵ سال پیش شده است.

اما این امر از اهمیت آن نمی‌کاهد. معتقدم ما تمام تلاش خود را به کار می‌گیریم تا وظایفی را که رئیس‌جمهور به ما محول کرده، با شایستگی انجام دهیم. در نهایت، این مردم روسیه هستند که قضاوت خواهند کرد.

ما می‌دانیم که شهروندان روسیه با علاقه تحولات مربوط به فعالیت‌های وزارت امور خارجه را دنبال می‌کنند. این موضوع برای ما دلگرم‌کننده است، اما در عین حال مسئولیت اضافی و قابل توجهی نیز بر دوش ما می‌گذارد. امیدوارم در آستانه روز کارکنان دیپلماسی در دهم فوریه، بتوانیم اطلاعات بیشتری درباره فعالیت‌هایمان ارائه دهیم و به‌طور جامع به پرسش‌های شهروندان پاسخ دهیم، ارتباط خود را حفظ کنیم و از افکار عمومی برای تصمیم‌های عملی سیاست خارجی‌مان رهنمودهای ارزشمند دریافت کنیم. این برای ما بسیار مهم است. درک این‌که جامعه چگونه چالش‌های خارجی پیش روی روسیه را می‌بیند، اغلب بینش‌های ارزشمندی در اختیار ما قرار می‌دهد. نظرسنجی‌های افکار عمومی و حتی خواسته‌هایی که به‌طور مستقیم با ما در میان گذاشته می‌شود، بارها حاوی راهنمایی‌های مفیدی برای انتخاب گام‌های عملی سیاست خارجی بوده است.

در سال ۲۰۲۵، جمهوری اندونزی به بریکس پیوست. پیش‌تر به هند و چین اشاره کردید. آیا می‌توان گفت همکاری‌های بریکس اکنون سهم فزاینده‌ای از فعالیت‌های شما را به خود اختصاص داده است و چه چشم‌اندازهایی برای توسعه آن می‌بینید؟

قطعاً همین‌طور است. همه آنچه گفتم نشان می‌دهد که در شرایطی که غرب در حال از دست دادن هژمونی خود است، اما همچنان به نهادهایی که برای حفظ این هژمونی ایجاد شده‌اند چنگ می‌زند، نهادهایی که دیگر قادر به بازتاب توازن واقعی قوا یا عدالت در روابط بین‌الملل نیستند ظهور ساختارهای جدید امری اجتناب‌ناپذیر است.

ما خواستار انحلال صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی یا سازمان تجارت جهانی نیستیم. سال‌هاست که برای اصلاح این نهادها تلاش کرده‌ایم تا از همان زمانی که بریکس شکل گرفت و این کشورها همچنان سریع‌ترین اقتصادهای در حال رشد جهان و قدرت‌های بزرگ تجاری به شمار می‌روند در همه نهادهای برتون وودز، متناسب با وزن واقعی‌شان در اقتصاد جهانی، تجارت و لجستیک، از حق رأی و حقوق متناسب برخوردار شوند.

غرب به‌طور مستمر کوشیده مانع این روند شود. رئیس‌جمهور پوتین بارها تأکید کرده است که ما از استفاده از دلار آمریکا خودداری نکرده‌ایم. اما در دوران دولت بایدن، ایالات متحده همه اقدامات لازم را برای تبدیل دلار به سلاحی علیه کشورهایی که آن‌ها را «نامطلوب» می‌داند، انجام داده است.

در عین حال، با وجود اظهاراتی که از سوی دولت آمریکا درباره حل‌وفصل جنگ اوکراین که در دوران بایدن آغاز شد و خارج کردن آن از دستور کار، و در نتیجه گشودن چشم‌اندازهای روشن و امیدبخش برای سرمایه‌گذاری متقابل روسیه و آمریکا و دیگر همکاری‌ها شنیده‌ایم، هیچ‌یک از قوانینی که بایدن پس از آغاز عملیات ویژه نظامی برای مجازات روسیه وضع کرد، از سوی دولت ترامپ به چالش کشیده نشد.

در ماه آوریل، وضعیت اضطراری تمدید شد؛ وضعیتی که هسته اصلی آن تحریم‌ها علیه روسیه، از جمله مسدودسازی ذخایر طلا و ارز خارجی ماست. در این تمدید به‌صراحت آمده است که این اقدام «در ارتباط با رفتار خصمانه سیاست خارجی روسیه» انجام می‌شود. از جمله نمونه‌های ذکرشده، ادعای دخالت در انتخابات آمریکاست، ادعایی که رئیس‌جمهور ترامپ همواره به‌طور قاطع و صریح آن را رد کرده است و همچنین نقض حقوق بین‌الملل و حقوق بشر و موارد مشابه است.

این، تجلی خالص «بایدنیسم» است؛ جریانی که ترامپ و تیم او آن را نمی‌پذیرند. با این حال، قانون بی‌سروصدا تمدید شد، تحریم‌ها علیه روسیه ادامه یافت و چند هفته پس از دیدار بسیار مثبت پوتین و ترامپ در انکوریج، تحریم‌هایی علیه لوک‌اویل و روس‌نفت اعمال شد.

به بیان دیگر، به ما گفته شد که مسئله اوکراین باید حل‌وفصل شود. در انکوریج، ما پیشنهاد ایالات متحده را پذیرفتیم. اگر صریح بگویم، آن‌ها پیشنهاد دادند و ما موافقت کردیم اینکه مشکل باید حل شود. رئیس‌جمهور پوتین بارها تأکید کرده است که برای روسیه، این موضوع اصل اساسی است. این‌که در اوکراین یا در اروپا چه گفته خواهد شد، برای ما اهمیتی ندارد؛ جایی که شاهد روس‌هراسی ریشه‌دار در میان اغلب رژیم‌های اتحادیه اروپا هستیم، با استثناهای بسیار اندک. موضع ایالات متحده برای ما اهمیت داشت. با پذیرش پیشنهادهای آن‌ها، عملاً وظیفه حل‌وفصل مسئله اوکراین و حرکت به سوی همکاری جامع، گسترده و متقابلاً سودمند را انجام‌شده تلقی کردیم.

اما در عمل، خلاف آن رخ می‌دهد: تحریم‌های جدید اعمال می‌شود، در آب‌های بین‌المللی و در نقض کنوانسیون حقوق دریاهای سازمان ملل متحد، حملاتی علیه نفتکش‌ها صورت می‌گیرد، و هند و دیگر شرکای ما از خرید انرژی ارزان‌قیمت روسیه بازداشته می‌شوند؛ در حالی که اروپا مدت‌هاست چنین خریدهایی را ممنوع کرده و مجبور شده گاز طبیعی مایع آمریکا را با قیمت‌هایی به‌مراتب بالاتر خریداری کند.

بنابراین، در حوزه اقتصادی، ایالات متحده عملاً هدفی برای سلطه اقتصادی اعلام کرده است. از این رو، فراتر از مسئله اوکراین که ما برای آن آمادگی داشتیم چشم‌انداز امیدوارکننده‌ای در حوزه اقتصادی نمی‌بینیم. آمریکایی‌ها قصد دارند همه مسیرهای تأمین انرژی برای کشورهای پیشرو در قاره‌های مختلف را کنترل کنند؛ از جمله در اروپا، جایی که خطوط لوله نورد استریم، سامانه انتقال گاز اوکراین و خط لوله ترک‌استریم را زیر نظر دارند.

بر این موضوع تأکید می‌کنم تا روشن شود که هدف ایالات متحده، سلطه اقتصادی جهانی است؛ هدفی که از طریق مجموعه‌ای گسترده از اقدامات قهری ناسازگار با رقابت منصفانه اجرا می‌شود، از جمله تعرفه‌ها، تحریم‌ها، ممنوعیت‌های مستقیم و حتی محدودیت در ارتباطات برای برخی شرکا.

ما ناچاریم همه این عوامل را در نظر بگیریم. بنابراین، در حالی که به همکاری با همه کشورها از جمله قدرت‌های بزرگ مانند ایالات متحده، و نیز هند، چین، اندونزی و برزیل همچنان گشوده‌ایم، اما در شرایطی که خود آمریکایی‌ها موانع مصنوعی ایجاد می‌کنند، مجبوریم به دنبال مسیرهای امن و مکملی برای توسعه پروژه‌های مالی، اقتصادی، همگرایی و لجستیکی خود با کشورهای بریکس باشیم.

در دوران ریاست ما بر بریکس، دو سال پیش، در اجلاس کازان، مجموعه‌ای از ابتکارات روسیه برای اجرا به تصویب رسید؛ از جمله ایجاد پلتفرم‌های جایگزین پرداخت، سازوکارهای تسویه با ارزهای ملی، ابزارهای بیمه اتکایی برای تجارت درون‌بریکس و با شرکای بریکس، تأسیس بورس غلات و ایجاد یک پلتفرم جدید سرمایه‌گذاری. این ابتکارات با هدف تحریک یا تقابل با هیچ‌کس و در درجه نخست با ایالات متحده طراحی نشده‌اند، بلکه ناشی از این واقعیت‌اند که ایالات متحده کنترل سخت‌گیرانه‌ای بر همه فرایندها در این حوزه‌ها اعمال می‌کند و خواستار امتیازدهی یک‌جانبه است.

از این رو، ما تماس‌ها با آن‌ها را قطع نکرده‌ایم، مشروط بر آن‌که آماده تعامل بر مبنای منافع متقابل باشند. طبیعی است که ما، همراه با شرکای بریکس، به ایجاد معماری‌ای علاقه‌مندیم که در معرض اقدامات غیرقانونی هیچ بازیگری در جبهه غربی قرار نگیرد.

اصول بریکس شامل برابری، گشودگی و همکاری متقابلاً سودمند است که به‌طور طبیعی با اتحادیه اقتصادی اوراسیا هم‌خوانی دارد. به نظر شما، آیا این پروژه همگرایی، یعنی «شراکت بزرگ اوراسیایی»، می‌تواند همانند سازمان همکاری شانگهای یا آسه‌آن، به تقویت همکاری‌های بین‌المللی کمک کند؟

بی‌تردید، من کاملاً به این موضوع باور دارم. «شراکت بزرگ اوراسیایی» در اصل ابتکاری است که به‌طور طبیعی در دستور کار بین‌المللی شکل گرفته است. سال‌ها پیش، در اجلاس روسیه–آسه‌آن در سال ۲۰۱۵، رئیس‌جمهور پوتین اصطلاح «شراکت بزرگ اوراسیایی» را مطرح کرد. این مفهوم بازتاب‌دهنده واقعیتی انکارناپذیر است: اوراسیا بزرگ‌ترین قاره جهان، ثروتمندترین آن، یکی از سریع‌ترین مناطق در حال رشد به‌ویژه در بخش آسیا-اقیانوسیه پرجمعیت‌ترین قاره، و مهم‌تر از همه، قاره‌ای است که چندین تمدن بزرگ در آن پدید آمده و همچنان به حیات خود ادامه می‌دهند.

از جمله این تمدن‌ها می‌توان به تمدن‌های چینی، هندی، عربی، ایرانی و روسی اشاره کرد. تراکم و پیچیدگی تحولات تاریخی در اوراسیا با هیچ‌یک از مناطق دیگر، از جمله آفریقا یا آمریکای لاتین، قابل مقایسه نیست. هرچند این قاره‌ها نیز دارای تاریخ‌هایی کهن و غنی هستند، اما تنوع فرهنگی و تمدنی اوراسیا ویژگی منحصربه‌فردی دارد.

در اوراسیا سازمان‌های زیرمنطقه‌ای متعددی فعالیت می‌کنند: اتحادیه اقتصادی اوراسیا، کشورهای مستقل مشترک‌المنافع، آسه‌آن، اتحادیه جنوب آسیا، شورای همکاری خلیج فارس و دیگر نهادها. آفریقا و آمریکای لاتین نیز ساختارهای زیرمنطقه‌ای فراوانی دارند، اما هر دو از یک چارچوب قاره‌ای برخوردارند: اتحادیه آفریقا و جامعه کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب (CELAC). در مقابل، اوراسیا فاقد یک چارچوب فراگیر قاره‌ای واحد است.

این وضعیت تا حد زیادی ریشه در تاریخ دارد. قدرت‌های اروپایی از دوران استعمار عمدتاً بر توسعه سرزمین‌های خود متمرکز بودند و بخش‌های بزرگی از اوراسیا از جمله هند و چین را به‌عنوان مستعمره تلقی می‌کردند. در نتیجه، تمرکز اصلی بر اوراسیای غربی بود و سایر مناطق عمدتاً تحت کنترل اروپا در نظر گرفته می‌شدند.

این واقعیت‌های تاریخی، رویکرد یورو-آتلانتیکی به امنیت را شکل داد. پس از جنگ جهانی دوم، ناتو، اتحادیه اروپا که در بسیاری از جنبه‌ها به امتدادی از ناتو تبدیل شده است و سازمان امنیت و همکاری اروپا، همگی بازتاب‌دهنده منطق امنیتی یورو-آتلانتیکی هستند که نقش فعال آمریکای شمالی، به‌ویژه ایالات متحده و کانادا، را در نظر می‌گیرد.

تمامی این سازمان‌ها ناتو با وعده‌های عمل‌نشده‌اش مبنی بر عدم گسترش به شرق؛ اتحادیه اروپا که شبکه متراکم همکاری با روسیه را از هم گسست؛ و سازمان امنیت و همکاری اروپا که با نادیده گرفتن اصل بنیادین اجماع، خود را تابع اقدامات یک‌جانبه غرب کرد عملاً به پایان کارکرد مؤثر خود نزدیک شده‌اند.

از این رو، تصادفی نیست که ابتکار ما، که در سال ۲۰۲۴ به ابتکار رئیس‌جمهور برای تقویت امنیت اوراسیا و ایجاد یک معماری امنیتی قاره‌ای مطرح شد، شتاب گرفته و توجه روزافزونی را به خود جلب کرده است.

نکته اساسی آن است که این مفهوم امنیتی، که همه کشورهای قاره را در بر می‌گیرد، بر یک پایه مادی مستحکم استوار است: شراکت بزرگ اوراسیایی. هرچه پیوندها میان سازمان‌های همگرایی منطقه‌ای و زیرمنطقه‌ای قوی‌تر شود، بنیان یک الگوی جامع امنیتی نیز استوارتر خواهد بود. این روند با همکاری میان اتحادیه اقتصادی اوراسیا، سازمان همکاری شانگهای و آسه‌آن آغاز شد و در عین حال ابتکار «کمربند و جاده» چین نیز مدنظر قرار گرفت. رؤسای این سازمان‌ها به‌طور منظم دیدار می‌کنند تا اطلاعات مربوط به برنامه‌های خود را تبادل کرده و امکان اجرای کارآمدتر پروژه‌ها با هم‌افزایی و پرهیز از موازی‌کاری فراهم شود.

این رویکرد همکاری‌محور در ابتکارهایی مانند کریدور بین‌المللی حمل‌ونقل شمال–جنوب، پروژه‌های اتصال آسیای جنوبی به خاور دور روسیه و طرح‌های استفاده مشترک از مسیر دریایی شمالی به‌روشنی قابل مشاهده است. این فرایندها همچنان در حال پیشرفت‌اند. بدیهی است که شراکت اوراسیایی در درجه نخست کشورهای این قاره را دربر می‌گیرد، در حالی که بریکس یک سازمان جهانی است که توجه همه قاره‌ها را به خود جلب کرده و اکنون نه‌تنها کشورهای اوراسیا، بلکه شمار زیادی از کشورهای آمریکای لاتین و آفریقا را نیز متحد ساخته است. این روند ادامه خواهد یافت.

بریکس در عمل یک چارچوب فراگیر برای همگرایی میان قاره‌ها فراهم می‌کند. در آینده، بریکس می‌تواند به سکویی برای هماهنگ‌سازی برنامه‌های توسعه اقتصادی، اجتماعی و زیرساختی در اوراسیا، آفریقا و آمریکای لاتین تبدیل شود.

حضور غول‌های اوراسیایی چین، هند، روسیه و اکنون اندونزی بریکس را به بازیگری بالقوه بسیار مؤثر در شکل‌گیری شراکت بزرگ اوراسیایی بدل می‌کند.

ریاست بریکس اکنون به هند واگذار شده و این کشور اولویت‌های خود را «تاب‌آوری، نوآوری، همکاری و توسعه پایدار» اعلام کرده است. این اولویت‌ها تا چه اندازه با دیدگاه شما درباره همکاری‌های بین‌المللی هم‌راستاست؟ نقش فضای اطلاعاتی جهانی، با توجه به حجم عظیم اطلاعات در زندگی روزمره، چیست؟ و در نهایت، شما شخصاً چه دستاوردهایی را از ریاست هند انتظار دارید؟

اولویت‌های هر ریاست بریکس، تداوم هدف‌گذاری‌ها را نشان می‌دهد. در دوران ریاست روسیه در سال ۲۰۲۴، ما مجموعه‌ای از ابتکارات را مطرح کردیم که همگی به ایجاد پلتفرم‌ها و سازوکارهای جایگزین برای حمایت از اقتصاد جهانی مربوط می‌شد. این ابتکارات همچنان در حال تکمیل و پالایش هستند؛ همان‌گونه که سال گذشته در دوره ریاست برزیل و اکنون تحت رهبری هند ادامه یافته‌اند.

هند تأکید ویژه‌ای بر موضوعی دارد که همچنان بسیار حیاتی است: مقابله با تروریسم. فعالیت‌های تروریستی در افغانستان، در امتداد مرزهای آن، در مسیر هند–پاکستان–افغانستان و نیز در سایر نقاط بحرانی مشاهده می‌شود. خاورمیانه، از جمله بخش آسیایی آن، همچنان محل نگرانی است. این اولویت برای ما اهمیت ویژه‌ای دارد، به‌خصوص از آن‌رو که ما به‌طور فعال با هند در سازمان ملل برای پیشبرد کنوانسیون جهانی مبارزه با تروریسم همکاری می‌کنیم؛ کنوانسیونی که متن آن تدوین شده، اما هنوز اجماع لازم درباره آن حاصل نشده است.

هند همچنین مسائل امنیت غذایی و امنیت انرژی را در اولویت قرار داده است. امنیت انرژی به‌ویژه در پرتو اقداماتی که دولت ترامپ در عرصه جهانی انرژی انجام می‌دهد، اهمیت مضاعفی خواهد داشت.

این‌ها موضوعاتی عملی با پیامدهای ملموس هستند. هند همچنین بر امنیت فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات تأکید دارد که ما نیز به‌طور فعال از آن حمایت می‌کنیم. در حدود یک ماه آینده، هند میزبان اجلاس هوش مصنوعی خواهد بود که روسیه نیز به آن دعوت شده و ما به‌طور فعال در تدوین دستور کار آن مشارکت داریم. این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا قواعد و هنجارهای تنظیم‌کننده استفاده از هوش مصنوعی میان دولت‌ها و نیز کاربردهای ملی آن، تازه در حال شکل‌گیری است.

این یک تلاش دیپلماتیک جدی با پیامدهای عملی مستقیم است. این هنجارها رفتارهایی را تنظیم خواهند کرد که بر امنیت تأثیر می‌گذارند. برخی کشورها به‌طور فعال هوش مصنوعی را وارد کاربردهای نظامی کرده‌اند. هرچند هر دولت حق دارد رویکرد خود را تعیین کند، اما برخی کشورها در حال تلاش برای متمرکز کردن کنترل هستند و می‌کوشند آنچه دولت‌ها می‌توانند یا مجازند در حوزه نظامیِ هوش مصنوعی انجام دهند را تحت سلطه خود درآورند. اعضای بریکس چنین تعرضی به حاکمیت خود را نخواهند پذیرفت، هرچند شفافیت همچنان امری ضروری است.

ریاست هند، به نظر من، دارای دستور کاری مدرن و بسیار به‌روز است که هم به چالش‌های امروز می‌پردازد و هم آینده را مدنظر قرار می‌دهد. ما به‌طور فعال از آن حمایت خواهیم کرد.

source

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بسته شده است.